قرمز سبز آبي خاکستري
از بخيل در شگفتم ، به فقرى مى‏شتابد كه از آن گريزان است و توانگريى از دستش مى‏رود كه آن را خواهان است ، پس در اين جهان چون درويشان زيد ، و در آن جهان چون توانگران حساب پس دهد ، و از متكبّرى در شگفتم كه ديروز نطفه بود و فردا مردار است ، و از كسى در شگفتم كه در خدا شك مى‏كند و آفريده‏هاى خدا پيش چشمش آشكار است ، و از كسى در شگفتم كه مردن را از ياد برده و مردگان در ديده‏اش پديدار ، و از كسى در شگفتم كه زنده شدن آن جهان را نمى‏پذيرد ، و زنده شدن بار نخستين را مى‏بيند ، و در شگفتم از آن كه به آبادانى ناپايدار مى‏پردازد و خانه جاودانه را رها مى‏سازد . [نهج البلاغه]
پارسي يار
شبکه اجتماعي پارسي زبانان [نسخه آزمايشي]
عضويت